لطفا شکیبا باشید

Back to Top

98لاو

شعرهای که خیلی دوستــــ دارم

برای برگشت اینجا کلیک کن
اطلاعیه های مهم

iranاین سایت و انجمن مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران هست و هرگونه دوست یابی و . . . ممنوع می باشد و برخورد خواهد شد.iran تازه کار هستی و بلد نیستی با انجمن کار کنی؟ اینجا کلیک کن :)

نتیجه رای گیری پسر شایسته و دختر شایسته سال 94

معرفی مدیر جدید انجمن و قدردانی از زحمات مدیر قبلی


آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار : 2
تشکر ها: 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 14:56
نـه فـقـط از تـو اگـر دل بـكنـم می میرم
سایـه ات نـیـز بـیـفـتـد به تنـم می میرم
بین جـان من و پیراهن من فرقی نیـست
هـر یکی را کـه بـرایـت بـکـنـم می میرمبـرق چـشمـان تـو از دور مـرا می گـیـرد
مـن اگـر دسـت بـه زلفـت بزنم می میرمبـازی مـاهی و گـربـه است نظر بـازی مـا
مثل یک تنگ شبی می شکنم می میرمروح ِ برخاسته از من ته ِ این كوچه بایست


بیش از ایـن دور شوی از بـدنـم می میرم !










تشکر شده: 9 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 8290 & mango & a_w_a_r & kamand13 & roya2 & 480 & baran95 & mahtab98 & ok132 &
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 14:57
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است

یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است

با زور مسکن قوی خوابیدن

با دلهره از خواب پریدن سخت است

عاشق نشدی زندگی ات تلخ شود

تا درک کنی که دل بریدن سخت است

بعد از تو خدا شبیه تو خلق نکرد

یعنی که شبیه ات آفریدن سخت است

هر روز سر کوچه نشستن تا شب

از فاصله های دور دیدن سخت است

حقا که تو سهم من نبودی حالا

فهمیدن این درد شدیدن سخت است

باشد تو برو زندگی ات شاد ولی

بی تو به خدا نفس کشیدن سخت است










تشکر شده: 9 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 8290 / mango / a_w_a_r / kamand13 / roya2 / 480 / baran95 / mahtab98 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 14:58
فراهم میکنم پشت سکوتم
خانه ای آرامِ آرام
و پنهان میشوم در آن
شبیه هرزه ای بدنامِ بدنام
نشانی میگذارم سینه ام را
در آن گم می شوم گمنامِ گمنام
و اما چشمهایم را از این پس
پر آبش میکنم، رسوایِ رسوا
دلم را زیر باران می نشانم
بزرگش میکنم، دریایِ دریا
دو دستم را گره می سازم از خویش
که خالی باشد و پیدایِ پیدا
من اینجا در سکوت لحظه ای پیش
نوشتم نعره ای پنهانِ پنهان
و در تاریکی افکار تنگم
سرودم قطعه ای سوزانِ سوزان
که من رفتم، تو شادی، گرگ پیروز
و آن درندگان، خندانِ خندان
فراموشم نکن! چشم انتظارم
و در تنگِ دلم بیمارِ بیمار
بدان هر چیز در دنیا عزیز است
من از آن گشته ام بیزارِ بیزار
و هر چیزی که میگویم قدیمی است
به جز تکرار تکراریِ تکرار
و هر شب درخیالت می نشینم
صبوری میکنم بی تاب، بی تاب
تصور میکنم دستت که دستی میفشارد
و چشمم می شود بی خوابِ بی خواب
و این تشویشها را صبح ها با یک سلامت
کناری میزنم شادابِ شاداب
میان آسمانِ چشم تو همچون شهابی
به سرعت می شوم خاموشِ خاموش
و در پهنای آغوش خیالت
فروکش میکنم بی هوشِ بی هوش
و در ظرف وجودم تا خدا هست
نگه میدارمت پرجوش پرجوش










تشکر شده: 6 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 8290 / mango / a_w_a_r / kamand13 / mahtab98 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 14:59
شاخـه را محکـم گـرفـتـن این زمان بی­‌فایده است
بـرگ می­‌ریـزد، ستـیـزش بـا خـزان بی­‌فایده است

بـاز می­‌پرسی چـه شـد که عاشق جبـرت شـدم
در دل طـوفـان کـه بـاشی بـادبــان بی­‌فایده است

بــال وقتی بـشـکـنـد از کــوچ هـم بـایـد گــذشـت
دسـت و پـا وقـتـی نـبـاشـد نردبان بی­‌فایده است

تـا تـو بــوی زلف­ها را مـی­‌فـرسـتـی بـا نـسـیــم
سعی من در سر به­زیری بی­‌گمان بی­‌فایده است

تـیــر از جـایی کـه فـکــرش را نمی‌­کــردم رسـیــد
دوری از آن دلــبـــر ابـــرو کـــمـــان بی­‌فایده است

در مـن ِ عـاشـق تــوان ِ ذره­ای پـرهــیـــز نـیـسـت
پـرت کـن مـا را بـه دوزخ،امـتـحــان بی­‌فایده است

از نـصـیـحـت کـردنـم پـیـغـمـبــرانـت خـسـتــه­‌انـد
حرف موسی را نمی‌­فهمد شبـان،بی­‌فایده است

مــن بــه دنــبـــال خــدایـی کـه بــســوزانــد مـــرا
همـچنـان می­‌گردم امـا همـچنـان بی­‌فایده اسـت











تشکر شده: 9 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 8290 / mango / a_w_a_r / kamand13 / roya2 / 480 / baran95 / mahtab98 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:00
شاخه زندگیم را محکم گرفته بودم ولی انقدر فشارش دادم که شکست
همراه با او پاهایم شکست قلبم شکست روحم شکست جسم شکست










تشکر شده: 6 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: kamand13 / roya2 / 480 / baran95 / mahtab98 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:01
من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسم
نه از شیر و پلنگ، از این همه روباه می ترسم
مرا از جنگ رو در روی در میدان گریزی نیست
ولی از دوستان آب زیر کاه می ترسم
من از صد دشمن دانای لامذهب نمی ترسم
ولی از زاهد بی عقل نا آگاه می ترسم
پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم
اصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسم
اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید اما
نه از سختی ره، از سستی همراه می ترسم
من از تهدیدهای ضمنی ظالم نمی ترسم
من از نفرین یک مظلوم، از یک آه می ترسم
من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی
اگر افتد به دست آدم خودخواه می ترسم
مرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیست
من از قداره بندان مرید شاه می ترسم
نمی ترسم ز درگاه خدای مهربان اما
ز برخی از طرفداران این درگاه می ترسم
خدای من ، نمی دانم چرا از تو نمی ترسم
ولی از این برادرهای حزب الله می ترسم
چو " کیوان " بر مدار خویش می گردم ، ولی گاهی
از این سنگ شهاب و حاجی گمراه می ترسم










تشکر شده: 7 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mango / kamand13 / roya2 / 480 / baran95 / mahtab98 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 2989
عضويت : 28 /5 /1392
محل زندگي : تهران
سن : 17
تشکرها : 462
تشکر شده : 3908
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:02
این رو راست گفتی: تو سهم من نبودی....

واقعا هم نبود


وقتــے בورم هســت ایــن هـمـــہ

آבم { آس }

گــــور بـابـاے هــر چی مخاطـب خاص


آقا اصلأ ما لاشی!
تو هم استعاره ای از دنیا و خوبیاشی!
ولی فانتزیه که بخوای با ما باشی!!!!!



+ مـَن دِلـَم پـاڪہ...
ولے لاشے بـِشـــــے...دَهـَـنـِت فـاڪہ ! (:


تشکر شده: 5 کاربر از mango به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: kamand13 / 480 / mahtab98 / maziyar / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:02
می گویند دنیا کوچک شده است
دنیا هرگز کوچک نمی شود
ما کوچک شده ایم،
آنقدر کوچک که دیگر
هیچ گم کرده ای نداریم.
دلخوشیم که در نیمه ی تاریک دنیا
کسی ما را گم کرده است
و دارد در به در
دنبالمان می گردد.
کسی که زنگ در را
همیشه بعد از هجرت ما
به صدا در خواهد آورد...










تشکر شده: 6 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: roya2 / 480 / baran95 / mahtab98 / maziyar / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:03
پروانه‌ها
در پیله می‌میرند
خیلی از پروانه‌ها !










تشکر شده: 4 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 480 / baran95 / mahtab98 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:03
خنده زدی زنـده شدم ، طعنه زدی بنده شدم
جــلوه ی لبخند تـو را دیــدم و رقـصنــده شـدم
یوسف گم گشته تویی، احسن الافسانه تویی
روی تـو را دیــدم و مـن عصمت لـغـزنـده شـدم
راز در ایـن خــانــه مگو بــا دل پــروانـه کـه شب
شعلـه ی عشق آمد و من آتش سوزنده شـدم
عقل متـرســان و بیــار ، از قــدح بـــاده ی نــاب
چــونکه من از سـاغـر و می فربه و بالنده شدم
شمع تـویی، نور تویی شهره ی کاشانه تویی
مــهر تـــو را دارم و زان اینهمــه تــابـنــده شـدم
گــفت مــرا ســاده دلـی ، وز گهر خـاک و گلی
رفتـم و بـی مـنت می در غمـش افـکنده شـدم
شعر و غـزل چاره نشد بر دل شوریده ی من
رنــدم و از شوکـت او ، یکسـره شـرمنـده شدم











تشکر شده: 5 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: roya2 / 480 / baran95 / mahtab98 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 2989
عضويت : 28 /5 /1392
محل زندگي : تهران
سن : 17
تشکرها : 462
تشکر شده : 3908
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:04
اینم حرف دل من:

ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن تا ابد خدانگهدار...


وقتــے בورم هســت ایــن هـمـــہ

آבم { آس }

گــــور بـابـاے هــر چی مخاطـب خاص


آقا اصلأ ما لاشی!
تو هم استعاره ای از دنیا و خوبیاشی!
ولی فانتزیه که بخوای با ما باشی!!!!!



+ مـَن دِلـَم پـاڪہ...
ولے لاشے بـِشـــــے...دَهـَـنـِت فـاڪہ ! (:


تشکر شده: 4 کاربر از mango به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: madmazel / roya2 / 480 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:05
بگذار همه بدانند
چه قدر دلم می‌خواست روی شانه‌های تو
به خواب روم.

تو آرام بلند شدی
دست‌هایم را از هم گشودی
موهای پریشانم را شانه زدی.

حالا این دختر کوچک
که مدام تو را می‌خواهد
خسته‌ام کرده است.

او حرف‌های مرا نمی‌فهمد
بیا و برایش بگو
که دیگر باز نخواهی گشت












تشکر شده: 4 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: roya2 / 480 / mahtab98 / ok132 /
آفلاین




ارسال‌ها : 5582
عضويت : 7 /5 /1392
محل زندگي : جنگل آمازون
تعداد اخطار: 2
تشکرها : 2294
تشکر شده : 5230
تیم من : استقــــلال
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 15:06
اگر یک روز از زندگی من
باقی مانده باشد،
از هر جای دنیا
چمدان کوچکم را می‌بندم
راه می‌افتم
ایستگاه به ایستگاه
مرز به مرز،










تشکر شده: 4 کاربر از madmazel به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: roya2 / 480 / mahtab98 / ok132 /



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.